به طور کلی استراتژیهای تطابقی زمانی موثر واقع میشوند که قادر به برطرف کردن احساسات ناراحت کننده ناشی از استرس، حفظ تمامیت فردی و همچنین حفظ عملکرد موثر فرد در ارتباطات وی و ایفای نقش ها باشد(51). تیمبی[1] در این زمینه مینویسد :استراتژیهای تطابقی ناموثر با اینکه موجب تسکین موقت و فوری میشوند اما اغلب اوقات مشکل آفرین هستند و موجب ناتوانی فرد در شناسایی و برطرف کردن ضعف های خود و همچنین ناتوانی در حل مشکلات جسمی و روانی-اجتماعی خویش میگردند(52).در حالیکه استراتژیهای تطابقی مسئله مدار موجب میشوند که خود کنترلی ،عزت نفس و عملکرد اجتماعی فرد (ارتباطات بین فردی و چگونگی ایفای نقش ها)تقویت میشود و سلامتی جسمی وی نیز ارتقاء یابد(31).

مقدار استرس كه فرد تجربه مي كند ممكن است تحت تاثير توانايي فرد در مقابله موثر با رويدادها و موقعيت هاي استرس زا باشد و اگر بطور موثري با آن مقابله نشود ممكن است احساس تنهايي و عصبانيت، بيخوابي و نگراني هاي مفرط حاصل شود. به نظر بك[2]  الگوهاي فكري نامناسب مي توانند به مشكلات روان شناختي مانند افسردگي، پرخاشگري و اضطراب منجر شوند. وي معتقد است كه الگوهاي تفكر منفي بر اثر وجود اشتباهات در منطق و عقايد افراد نسبت به خود يا دنياي پيرامون خود و يا در اثر افكاري كه سبب ارزش زدايي فرد مي شود پايدار مي ماند و تمامي اينگونه افكار منجر به عزت نفس پايين، افسردگي، اضطراب و مشكلات ديگر روان شناختي مي شود و در چنين مواردي چون افراد به دنبال اهداف غيرواقعي براي خود هستند معمولاً تلاش خود تخريب كننده اي[3] دارند و درنتيجه عقايد منفي آنها را تقويت مي كنند(8).

دانشجويان قشر وسيعي از جمعيت فعال يك كشور را تشكيل مي دهند. در همه كشورهاي دنيا به طور اعم و در كشور ما به طور اخص، مسائل دانشگاهي و مشكلات روان شناختي بين دانشجويان دامنه وسيعي به خود مي گيرند و به نظر مي رسد كه عوامل متعددي سلامت روانشناختي آنها را به خطر مي اندازد. اين عوامل مي تواند تركيبي از محركهاي دروني مانند شخصيت، كه زمينه ساز شكست و تسليم فرد در برابر مشكلات است و عوامل بيروني مانند استرس زاهاي محيطي باشد. استرس مفرط در بين دانشجويان اغلب به شكست تحصيلي، بيكاري، مشكلات سلامت، ضعف در عملكرد، ترك تحصيل و در برخي موارد حتي به خودكشي و ديگركشي منجر مي شود (8).

بسیاری از جوانان و به خصوص دانشجویان در زندگی روزانه خود با شدت های مختلف تحت تاثیر استرس و فشار روانی مربوط به تحصیل، زند گی در خوابگاه و دوری از خانواده قرار میگیرند ممکن است روی رفتار و عملکرد آموزشی و اجتماعی و آنها تاثیر منفی داشته باشد. در صورتی که فرد تاثیر عوامل استرس زا را درک کند، میتواند پیامدهای منفی مرتبط با استرس را کاهش دهد(12).بیشتر افراد استرس را تجربه کرده اند و تعداد کمی توانسته اند در تمام اوقات استرس را تحت کنترل خود درآورند استرس بخشی از زندگی افراد محسوب می شود به ویژه در دوران تحصیل ، شرایط استرس زا جوانان را بیشتر دچار استرس می کند (12).

دانشجويان، به ويژه آنهايي كه در اواخر دوره نوجواني و اوايل دوره جواني بوده و تازه وارد دانشگاه شده اند به خاطر ماهيت انتقالي[4] زندگي شان در آن دوره همواره در معرض استرس بوده و عوامل استرس زاي بي شماري را تجربه مي كنند (8). استرس هاي مربوط به آن دوره سني، تغييرات مربوط به تحول، انطباق با روش جديد مطالعه و سبك زندگي، جدايي از محيط هاي آشنا و حمايت كننده، رفتار گروهي و فشارهاي ناشي از آن و فرهنگ موجود در دانشگاه همگي دست به دست هم داده و دانشجويان را تحت فرسودگي و خستگي شديد قرار مي دهند، آنها بايد براي اولين بار با دور ماندن از خانه سازگار شوند، از نظر تحصيلي پيشرفت نمايند و با محيط اجتماعي جديد انطباق يابند. به طور كلي آنها استرس فراواني را به خاطر فعاليتهاي تحصيلي، فشارهاي مالي، فقدان مهارتهاي لازم براي مقابله با كمبود وقت، حل تعارض هاي بين شخصي، . . . تجربه مي كنند. همچنين فشارهاي مربوط به يافتن كار يا شريك زندگي مناسب گريبانگير اين قشر مي شود. اين فشارها و استرس ها ممكن است به خودي خود باعث اضطراب واسترس نشوند بلكه تعامل بين استرس زاهاي مختلف و نحوه ادراك فرد و واكنش وي به آنهاست كه باعث استرس و پاره اي مشكلات مي شود و سلامت وي را به مخاطره مي اندازد (8). بنابراين آسيب پذيري قشر دانشجو در مقابل استرس ها و مشكلات مختلف باعث ابتلاي آنها به انواع مشكلات روان شناختي و در هم ريختن سلامت روانی آنها مي گردد (7). زماني كه استرس شديد باشد و يا فرد به دلايل مختلفي هر استرس را به صورت منفي درك كند، سلامت و عملكرد تحصيلي وي تحت تاثير قرار مي گيرد (12). صرفنظر از ديدگاه هاي متعدد شواهد مختلف حاكي از آن است كه جوانان بخصوص آنهايي كه دانشجو هستند استرس هاي فراواني را تجربه مي كنند كه قبلاً چنين مواردي در زندگي آنها يافت نمي شده است(8). در يكي از تحقيقات مربوط به استرس بين دانشجويان معلوم شد كه اكثر آنها مواردي از قبيل امتحانها، فعاليت هاي كلاسي،  فقدان اوقات فراغت،  ساعات طولاني مطالعه و نگراني درباره نمره امتحاني را عمده ترين استرس زاهاي زندگي تحصيلي عنوان كرده اند(8). در برخي از تحقيقات ديگر براي مثال توبس و كوهن[5] (1996) مشخص شده است كه اغلب دانشجويان بويژه آنهايي كه تازه وارد دانشگاه شده اند در روابط بين شخصي دچار مشكل بوده و تضادهايي را با افراد مختلف از قبيل همكلاسي ها، اساتيد، كاركنان، . . . داشته اند. تحقيقات مختلف  عمده ترين منابع استرس زا در بين دانشجويان را به شرح زير نشان داده اند:

الف)مسائل بين شخصي مانند: تغيير در فعاليت هاي اجتماعي، تعارض با ديگران، كار و فعاليت با افراد ناآشنا، ستيز با دوستان، دوستان جديد، داشتن مشكل سازشي با والدين.

ب)مسائل درون شخصي شامل: تغيير در عادات غذا و خواب و مسئوليتهاي جديد، مشكلات مالي، كاريابي، صحبت كردن در جمع، پيشرفت شخصي، كاهش سلامت شخصي، تخطي از قوانين، تغيير در عقايد مذهبي، مرگ عضوي از خانواده، مرگ دوست، آسيب جسماني شديد، ازدواج .

ج)مسائل تحصيلي شامل: افزايش تكليف كلاسي، اخذ نمره پايين تر از حد انتظار، تغيير در حرفه و تخصص، در جستجوي كار بودن، مشروط شدن، به فكر دانش آموختگي، بحث هاي جدي و شديد با اساتيد، انتقال.

د)مسائل محيطي مانند: تعطيلات، قرار گرفتن در موقعيت هاي ناآشنا، وضعيت بد زندگي، تغيير در محيط زندگي، طلاق والدين.

در بسياري از تحقيقات به عمل آمده، تضادهاي بين شخصي از مهم ترين عوامل استرس زا در ميان دانشجويان بوده است (8). در همين ارتباط لين[6] و زيپا[7] (1984) عنوان كرده اند كه در آسيب پذيري افراد از جمله دانشجويان، در برابر استرس ها، متغيرهاي شخصيتي نقش مهمي ايفا مي كند در صورتي كه هاينز[8] و همكاران (1984) خاطر نشان كرده اند كه اضطراب شديد و پاره اي از مشكلات روانشناختي و بعضاً جسماني در ميان دانشجويان عمدتاً از انتظارات و عملكردهاي تحصيلي، عوامل اجتماعي و روابط بين شخصي، و نقص در حل مساله ناشي مي شود(8).

در اين ميان بهداشت رواني دانشجويان علوم پزشكي به لحاظ مرتبط بودن شغل آنها با تن و روان انسانها از اهميت ويژه اي برخوردار است. دانشجويان علوم پزشكي ضمن داشتن مشكلات ساير دانشجويان، مشكلات خاص خود را نيز دارند كه از آن جمله مي توان به فشار هاي روحي- رواني محيط (بيمارستان، اورژانس و …)، برخورد با مسايل و مشكلات بيماران و عدم برخورداري از آينده شغلي روشن اشاره كرد. به همين دليل به نظر مي رسد دانشجويان علوم پزشكي بيش از ساير دانشجويان در خطر از دست دادن سلامت رواني هستند(8). در پژوهش های مقطعی و محدود و به عمل آمده در ایران به خصوص با ابزار مشابه این مطالعه درسطح دانشگاه های مختلف شیوع اختلالات روانی و رفتاری دانشجویان بین 7 تا31 در صد بوده است(5). به ویژه اینکه مشکلات روانشناختی دانشجویان پزشکی نسبت به غیر پزشکی بیشتر ديده شده است (8).

آسیب پذیری قشرهای دانشجو در مقابل استرسها و مشکلات مختلف باعث ابتلای آنها به انواع مشکلات روان شناختی و در هم ریختن سلامت روان شناختی آنها میگردد(53). به کار گیری روشهای مقابله، میتواند در غلبه برمشکلات و روابط اجتماعی و تعارضات فردی کمک کننده باشد و میتوان آن را به عنوان یکی از عوامل موثر در سلامت عمومی و بهداشت روانی فرد در مواجهه با استرسهای متعددی که دانشجویان با انها مواجهه میشوند واکنشهای مختلف شناختی(ارزیابی موقعیتهای استرس زا و راهبرهای مقابله مربوط به آن) واکنشهای هیجانی(استرس، اضطراب، نگرانی، افسردگی، احساس گناه) واکنشهای رفتاری(پرخاشگری، سوء مصرف مواد ، خودکشی) و واکنشهای فیزیولوژیکی(درد، کاهش وزن، لکنت، تعریق) شکل میگیرند و متغیرهای واسطه مانند شخصیت، ثبات هیجان، حمایت اجتماعی و روش مقابله وحل مساله میتواند چگونگی این واکنشها را تعیین کند(53).

در مقابله با استرس هاي مختلف و واكنش هاي حاصله از آنها، دانشجويان معمولاً سعي مي كنند از روشهاي مقابله اي مختلف مانند اجتناب از استرس، روي آوردن به مذهب، جستجوي حمايت اجتماعي يا ارزيابي مجدد مثبت و روي آوردن به روشهاي مقابله اي منفي مانند الكل و مواد مخدر استفاده كنند. برخي ازاسترس ها بويژه استرس تحصيلي بوسيله كنترل موثر زمان[9] و روشهاي صحيح مطالعه كاهش يافته و يا كنترل مي شود. آنهايي كه قادر هستند كنترل صحيح زمان را ادراك كنند از نظر عملكرد در سطح بالايي بوده و رضايت كاري بيشتري دارند واسترس ها و علائم روان شناختي كمتري از خود نشان مي دهند. آنچه كه بسياري از تحقيقات اشاره كرده اند، حاكي از آن است كه دانشجويان در معرض آسيب هاي مختلفي هستند و بنابراين سلامت آنها بويژه سلامت روانیشان تاثير مي پذيرد(8).

استرسهای گوناگون با تاثیر منفی ای که بر منابع مقابله فردی و اجتماعی شخص اعمال میکنند،باعث کاهش مقاومت فرد میشود و در دراز مدت اثرات ناخوشایندی بر بهداشت جسمی و روانی دانشجو میگذارد مشخص شده است که استرس میتواند منجر به بروز بیماریهای جسمی و روانی، اختلال در عملکرد دانشجویان شود (5). از جمله بیماریها ونشانه ها ی روانی ناشی از استرس میتوان به افسردگی و اضطراب اشاره کرد. پژوهشها نشان میدهد که بین وجود استرس و اضطراب و افسردگی رابطه مستقیم وجود دارد(54).

همچنین مشخص شده است که بیش از نیمی از دانشجویان از نشانه های افسردگی رنج میبرند(5).

مدل رایجی که برای توضیح شیوع بیماریهای روانی معرفی شده است، مدل آسیب پذیری –استرس است. یعنی با افزایش سطوح استرس در دوران تحصیلات دانشگاهی، آن دسته از دانشجویانی که زمینه ای آسیب پذیری بالاتری دارند، بیشتر در معرض ابتلا به بیماریهای روانی قرار میگیرند(55).