استرس حالتي پويا و هيجان انگيز است كه فرد در یک موقعیت با  محدوديت يا تقاضاي غير عادي مواجه مي‌شود و

واكنش‌هاي احساسي‏، فيزيكي و شناختي از خود نشان مي‌دهد. به طور كلي دونوع استرس، مخرب يا بدخيم و استرس مفيد یا خوش خيم وجود دارد(1). استرس مخرب‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏، استرس نامطبوع، زيان آور و بيماري زا است ولی استرس مفيد استرسي مطبوع و خوشايند است که احساساتي مثبت به شخص دست مي‌دهد(1). تاثیرات استرس با شدت و مدت محرک ها مرتبط است؛ برای مثال استرس خفیف موجب تحریک فرآیندهای فکری فرد شده و او را در مقابل محیط هوشیار نموده و موجب ایجاد انگیزه و رسیدن به موفقیت و کامیابی میشود(2). اما استرسهای شدید و طولانی با تاثیرات منفی چون تضعیف سیستم ایمنی و کاهش قدرت دفاعی بدن در مقابل بیماریها، همراه هستند، از نظر مباحث تئوريك در استرس، تمركز عمد‏‏ه بر روي استرس بدخيم است(3).

در این زمینه کنت پلیتر[1] بیان میدارد که 50-70 درصد تمام بیماریها با استرس در ارتباط هستند. استرس های روانی از طریق تاثیری که بر روی دستگاه اعصاب مرکزی و دستگاه آندوکرین و سیستم ایمنی بدن میگذارند موجب کاهش سلامت جسمانی و روانی فرد میشوند(4). از جمله بيماري‌ها و نشانه هاي رواني ناشي ‌از استرس مي‌توان به افسردگي و اضطراب اشاره كرد، پژوهش ها نشان مي‌دهد كه بين وجود استرس و اضطراب و افسردگي رابطه مستقيم وجود دارد (5).

امروزه دانشجویان به دلیل نقش مهمی که در اداره آینده کشور به عهده دارند یکی از قشرهای مهم جامعه به حساب می آیند اهمیت این موضوع زمانی مشخص میشود که بر طبق آمار در ایران با عنایت به آمار سال 1385 تعداد دانشجویان کل کشور 2553726 نفر اعلام شده است(6). و با توجه به این مسائل اهمیت سلامت دانشجویان بیش از پیش مشخص میشود و سلامت روانی یکی از ابعاد مهم سلامت دانشجویان، به عنوان آینده سازان کشور میباشد این گروه به دلیل شرایط خاص سنی و موقعیت خاص اجتماعی در معرض استرسهای فراوان میباشند مطالعات نشان داده که میزان شیوع اختلالات و بیماریهای روانی در بین دانشجویان در حال افزایش است(5). در پژوهش های مقطعی و محدود به عمل آمده در ایران در سطح دانشگاه های مختلف شیوع اختلالات روانی و رفتاری دانشجویان بین 7 تا31  درصد بوده است)5(. استرسهای گوناگون با تاثیر منفی که بر منابع مقابله فردی و اجتماعی اشخاص میگذارند باعث کاهش مقاومت فرد میگردند و در درازمدت اثرات ناخوشایندی بر بهداشت جسمی و روانی دانشجو میگذارد. همچنین استرس میتواند بر بروز بیماریهای جسمی و روانی، اختلال در عملکرد و قدرت سازگاری و در نهایت پایین آمدن کیفیت زندگی دانشجویان گردد(5). در سالهای اخیر توجه به منابع استرس و راههای مقابله با آن در گروههای مختلف مورد بررسی قرار گرفته است و این بررسیها نشان داده است که به کار گرفتن راههای مقابله ای نقش مهمی در کاهش استرس دارد. در این میان دانشجویان به عنوان قشری از جامعه که پیوسته در معرض استرسها وفشارهای محیطی و روانی از جمله مشکلات آموزشی، خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی قرار دارند مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته اند؛ روشن است که پیامدهای استرس در عملکرد تحصیلی، رضایت شخصی، از همه مهمتر سلامت روانی آنها تاثیر نامطلوب خواهد داشت (7). در اين ميان بهداشت رواني دانشجويان علوم پزشكي به لحاظ مرتبط بودن شغل آنها با تن و روان انسانها از اهميت ويژه اي برخوردار است. دانشجويان علوم پزشكي ضمن داشتن مشكلات ساير دانشجويان، مشكلات خاص خود را نيز دارند كه از آن جمله مي توان به فشار هاي روحي- رواني محيط (بيمارستان، اورژانس و …)، برخورد با مسايل و مشكلات بيماران و عدم برخورداري از آينده شغلي روشن اشاره كرد. به همين دليل به نظر مي رسد دانشجويان علوم پزشكي بيش از ساير دانشجويان در خطر از دست دادن سلامت رواني هستند(8). به ویژه اینکه مشکلات روانشناختی دانشجویان پزشکی نسبت به غیر پزشکی بیشتر ديده شده است (8).

در این زمینه نتایج پژوهش فرمانبر در 1382 در دانشجویان علوم پزشکی گیلان نیز نشان داد که اکثریت دانشجویان سال اول (60/44%) وضعیت خطر زا و اکثریت دانشجویان سال آخر(30/52%) وضعیت خوب در زمینه کنترل استرس داشتند هر چند از نظر آماری این تفاوت معنی داری نبود(9).

اجتناب از استرس‌هاي بدخيم و مضر غير ممكن است اما براي جلوگيري یا حداقل كاهش اين استرس‌ها، مي‌توان اقداماتي را به عمل آورد(10). در سالهای اخیر توجه به منابع استرس و راههای مقابله با آن در گروههای مختلف مورد بررسی قرار گرفته است و این بررسیها نشان داده است که به کار گرفتن راههای مقابله ای نقش مهمی در کاهش استرس دارد. بهترين روش جهت مقابله با استرس برداشتن عامل مواجه استرس(محرک) میباشد ولي اكثراَ اين امر امكان پذير نبوده، لذا بايد به گونه‌اي با استرس سازگاري كرد و تحمل آن را برخود هموار ساخت و از شدت آن كاست به عبارت ساده تر سازگاری با استرس یعنی پذیرفتن آن و به نحو مؤثر در برابر آن واکنش نشان دادن (11).

با توجه به اين نوع ديدگاه فالكمن [2]و لازاروس [3]پيشنهاد كرده‌اند كه استراتژي مقابله با استرس دو نوع مي‌باشند مقابله مسئله مدار؛ تلاش براي كنترل رابطه بين فرد و عامل استرس زا و مقابله هیجان مدار؛ تلاش براي تطابق وتنظيم احساسات و هيجان ناشي از عوامل استرس زا و نتايج آنها، استفاده میکند(10).