طبق  مدل فولکمن لازاروس (1984) فرد با بکار بستن سبک مقابله کارآمد مساله مدار از مهارتهای شناختی برای حل مساله استفاده میکند. بر این اساس روش های مقابله با مشکل مستقیما بررسی میشوند و معمولا با یافتن راه حلهای مناسب برای حل مشکل، رضایت روان شناختی حاصل میشود. از سوی دیگر راهبردهای هیجان مدار، شامل کوششها یی جهت تنظیم پیامدهای هیجانی واقعه استرس زا است و تعادل عاطفی و هیجانی را از طریق کنترل هیجانات حاصله از موقعیت استرس زا، حفظ میکند(10).

با توجه به مشکلاتی که توسط استرس به وجود می آید، ارائه راهکارهایی برای کاهش این عوامل و نیز تغییر نگرش و برخورد افراد با عوامل استرس زا ضروری به نظر میرسد. بسیاری از محققان اظهار میکنند که برنامه های ورزشی سبب کاهش  فشار روانی میشود(8). ازجمله عوامل موثر در تعدیل استرس و شیوه های مقابله با آن میتوان به فعالیت بدنی منظم و ورزش اشاره کرد. امروزه فعالیت جسمانی منظم به گونه ای فزاینده، به عنوان وسیله ای برای حفظ و افزایش بهداشت روانی به خوبی پذیرفته شده است بطور کلی نتیجه حاصل از پژوهشها دلالت بر این دارند که رفتار  ورزشی باعث بهبود بهداشت روانی شامل بهبود خلق وخو میشود(12).

از جمله مطالعاتی که به بررسی تاثیر نوع و شدت تمرین بر کنترل فشارهای روانی پرداخته اند میتوان به مطالعه ای که استپتو [1]و همکاران(1993) در آمریکا بر روی 33 نفر با اضطراب شدید، انجام دادند اشاره کرد. برای این افراد 10 هفته برنامه ورزشی با شدت متوسط در نظر گرفته شد برنامه تمرینی منجر به بهبود وضع زندگی و افزایش توانایی در مقابله با استرس در آنان شد(13).

علیرغم فواید زیاد رفتار ورزشی از جمله کنترل استرس و بهبود بهداشت روانی، برآورد جهانی از کم تحرکی در میان بالغین 17 % است، همچنین کسانی که فعالیت جسمانی ناکافی دارند (کمتر از 5/2 ساعت در هفته) میزان تخمینی شیوع آن بین 31-51 درصد متغیر است و متوسط جهانی فعالیت جسمانی ناکافی 41% است(7). در کل تخمین زده میشود که عدم فعالیت فیزیکی باعث 9/1 میلیون DALYs[2]  از دست رفته در جهان میشود(7). در کشور ما وضعیت فعالیت جسمانی و مشکلات ناشی از عدم فعالیت فیزیکی به طور دقیق مشخص نیست. درسال2000 تجزیه و تحلیل اطلاعات بر اساس پروژه قلب سالم نشان میدهد که 8/34 % مرگها و 5/27 سال از زندگی از دست رفته به علت بیماری عروق کرونر[3] بوده است.شیوع عدم فعالیت جسمانی 88 % گزارش شده است(14).داده های سه مطالعه ملی در بین ایرانیان نشان میدهد که بیشتر از 80 % مردم ایران کم تحرک هستند(15). نکته بسیار مهم این است که بیشترین کاهش فعالیت بدنی در سالهای گذر از مراحل مختلف زندگی گزارش شده است مثل ورود از مراحل تحصیلی راهنمایی به متوسطه و از آموزش متوسطه به اموزش عالی و از دانشگاه به محیط کار. در دوران دانشجویی وضعیت ویژه ای برای کاهش فعالیت بدنی وجود دارد بطوریکه مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها گزارش میکند کمتر از 20 % دانشجویان به سطح فعالیت بدنی متوسط(30 دقیقه فعالیت جسمانی متوسط حداقل  5 بار در هفته و ترجیحا تمام روز هفته)رسیده اند(7). در یک مطالعه مقطعی بر روی 19298 دانشجوی دانشگاههای 23 کشور جهان، شیوع کم تحرکی از 23% در ایالات متحده و اروپای غربی تا 44%در کشورهای در حال توسعه متفاوت بود(16). بر اساس یافته های کارشناسان در ایران، تنها 10% از دانشجویان، فعالیت ورزشی داشته اند که این رقم در مقایسه با کشوری مانند استرالیا با 52% مشارکت، آمار کمی بنظر میرسد(7).

از طرف دیگر بررسی 64 تحقیق از سال 1988 تا2000 نشان داده که از فعالیتهای ورزشی به عنوان یک استراتژی برای مقابله با استرس استفاده شده است ولی در مورد چگونگی انجام ورزش، نوع، مدت و شدت و تاثیر آن بر نوع استراتژی مقابله با استرس اتفاق نظر نیست به همین دلیل به تحقیقات بیشتری نیاز است (17).

در تحقیقی که بهرامی در سال 1388 انجام داد به این نتیجه رسید که فشار روانی دانشجویان ورزشکار در پاسخهای جسمی، رفتاری، شناختی و هیجانی کمتر از دانشجویان غیر ورزشکار بود و نهایتا به این نتیجه رسید که ورزش میتواند به عنوان یک روش قابل اطمینان در مقابله با فشار روانی بکار گرفته شود(18) .

همچنین مؤسسه سلامت رواني پييشنهاد مي‌كند كه ورزش مي‌تواند به عنوان يك عامل درماني با ارزش در كاهش اضطراب، افسردگي و استرس، واكنش به فشارهاي رواني عمل كند. داشتن يك رژيم غذايي، فعاليت بدني منظم و ورزش مناسب مي‌تواند نحوة مقابله با عوامل استرس زا را بهبود بخشد انواع تمرينات انعطاف پذيري، قدرتي و استقامتي در يك برنامة آمادگي متعادل ميتوان باعث ايجاد مقابلة مؤثر در برابر استرس شود(12).

در تحقیقی که جنین[4] و آلن برک[5] انجام دادند، بیانگر آن است که تمرینات هوازی منظم (سه بار در هفته) و در حدود20 تا 30 دقیقه بهترین تاثیر مثبت در مبارزه با اختلالات روانی را داشته است(19) .

خدادادی(1385) در تحقیقی تحت عنوان ارتباط بین فعالیت بدنی و آمادگی جسمانی با شیوه های مقابله با استرس که در دانشجویان پسر تربیت بدنی گیلان انجام داد که از ابزار شیوه های مقابله با استرس لازاروس استفاده کرده بود دریافت رابطه معناداری بین شیوه های مقابله با استرس و فعالیت بدنی وجود نداشت با این حال دو شیوه ارزیابی مجدد مثبت و حل مدبرانه مسئله بیش از سایر شیوه ها با فعالیت بدنی در ارتباط بودند(12).

در همین راستا تحقیقی که ایواساکی[6] (2005) در کانادا بر روی افراد پلیس و کارمندان اورژانس انجام دادند، تاثیر معنی داری از فعالیت بدنی بر شیوه های مقابله با استرس دیده  نشد، و مقدار فعالیت بدنی و میزان لذت از فعالیت بدنی هیچگونه رابطه معنی داری با شیوه  مقابله با استرس در بر نداشت(20). ترنبرت[7] و همکاران(1999) در تحقیقی که در دانش آموزان دبیرستانی در نیوزلند انجام دادند، اظهار داشتند که ممکن است شرکت در فعالیتهای بدنی اوقات فراغت همیشه تاثیر بخصوصی بر شیوه های مقابله با استرس نداشته باشد و فعالیتهای دیگر به جزء فعالیت بدنی موثر باشند. آنان اشاره داشتند که فعالیتهای بدنی و ورزش خود ممکن است به علت دارا بودن فاکتورهایی از قبیل حصول مهارت جدید، رقابت و پاسخهای تطابقی توسط شخص، خود به افزایش استرس کمک کند(21).

با توجه به اینکه جنسیت یک متغیر میانجی در روش مقابله محسوب میشود(8)، نتایج پژوهش ثمری و همکاران (1385) نشان داد که دانشجویان مونث در مقابله با مسائل و مشکلات روز مره خود بیشتر شیوه هیجان مدار را به کار میبرند، اما در شیوه مقابله مساله مدار با هم هیچ تفاوتی را نداشتند(12).همچنین جهت همگن بودن واحدهای مورد پژوهش که تاثیر نتایج حاصل از مداخله قابل اعتمادتر باشد از جنسیت دختر در تحقیق استفاده شد.

 

علیرغم تحقیقات متعددی که ارتباط فعالیت جسمانی با سلامت روانی را نشان داده اند، شاید عوامل گذرای دیگری همچون سن، وراثت، تغذیه و عوامل اجتماعی اقتصادی نیز در این زمینه بی تاثیر نباشد. همچنین نبود آمادگی جسمانی دلیل بر عدم سلامت روانی نیست. با وجود اینکه هر نوع فعالیت جسمانی بهتر از عدم فعالیت و بی تحرکی  از قابلیتهای روانی محافظت میکند، اما ممکن است افرادی که بطور منظم ورزش میکنند و به تمرینات بدنی می پردازند هم دچار عوارض و اختلالات روانی شوند، شاید سبک زندگی و فعالیت های روزمره و خارج از برنامه های ورزشی نمونه ها نیز تاثیر بسزایی بر شیوه های برخورد با استرس داشته باشد (12). ولی به هر حال این سوال همچنان وجود دارد که تاثیر ورزش منظم بر روی استراتژی و شیوه های مقابله با استرس چگونه است؟

و نکته مهم دیگر اینکه در آموزش دانشجویان پرستاری تاکید ویژه ای روی پیشگیری اولیه و اتخاذ رفتارهای ارتقاء سلامت از جمله شیوه های مقابله با استرس و رفتارهای ورزشی صورت میگیرد ولی با این وجود ورزش نکردن و روشهای مقابله با استرس غیر موثر و غیر مفید در بین دانشجویان پرستاری شایع است که پیامدهای منفی بهداشتی وسلامتی را به دنبال دارد از آنجا که این دانشجویان در آینده به عنوان ارائه دهندگان خدمات به مددجویان به عنوان الگوهای نقشی برای آنها می باشند اهمیت مطالعه را روی آنها بیشتر میکند.

بنابراین، با توجه به اهميت سلامت روحي رواني دانشجویان و بویژه دانشجویان دختر پرستاری و ارتباط نزديك با موقعيت شغلي آنها در آينده و علیرغم روشهای موجود برای کاهش استرس و بهبود شیوه های مقابله با استرس، هنوز استرس و نحوه برخورد با آن و عوارض ناشی از آن برای قشر دانشجو موجب ایجاد مشکلات مضاعف میگردد. لذا در این مطالعه سعی شده است که تاثیر فعالیت منظم ورزشی بر شیوه های مقابله با استرس در دانشجویان پرستاری بررسی گردد که آیا افراد با فعالیت ورزشی منظم و بدون فعالیت ورزشی، شیوه های متفاوتی را برای مقابله با استرس به کار میگیرند؟ تا در نهایت بتوانیم بر اساس یافته های این مطالعه استراتژیهایی را تدوین کنیم که باعث ارتقاء سلامت روانی و تندرستی جسمانی در دانشجویان شود. لذا پژوهشگران بر آن شدند تا در یک مطالعه مداخله ای تأثير فعاليت منظم ورزشي را بر شيوه‌هاي مقابله با استرس در دانشجویان دختر پرستاری دانشگاه علوم پزشکی گیلان مورد بررسي قرار دهند.