مقابله با استرس اولین بار در مطالعات ورزشی و فعالیتهای بدنی توسط لازاروس و فولکمن(1985)بررسی شد.اما بررسی شیوه های مقابله با استرس در دهه1980 میلادی و پس از انتشار کتاب موس[1](1976)، پرلین[2](1987)، اسکولر [3]و فولکمن و لازاروس(1980)رونق یافت(40). بعد از سال1970 میلادی گرایش جدید در تئوری مقابله به وجود آمد و مقابله، یک فرآیند شناختی در نظر گرفته شد. در این دیدگاه ، مقابله بر اثر گذشت زمان و مطابق با زمینه های موقعیتی تغییر میکند(27).

همچنین لازاروس و فولکمن، روشهای مقابله با استرس  را به دو دسته تقسیم کرده اند: این دو دسته شامل کنترل و مقابله مسئله مدار وهیجان مدار است .در روش مقابله مساله مدار، فرد می کوشد تا منبع استرس را تغییر دهد یا حذف کند.مقابله هیجان مدار، شامل کوششهایی است که برای تنظیم پیامدهای هیجانی و احساسی موقعیت استرس به کار میرود و کارکرد اولیه آن کنترل احساسات برانگیخته شده توسط عامل استرس زا است تا به تعادل روانی برسد.این دو نوع مقابله بر اساس هدف یا کارکرد تلاشهای کنترل شرایط با هم متفاوتند. تفاوتی که بین آنها وجود دارد و توسط بسیاری از محققان  بیان شده است، به تفاوت بین راهکارهایی گفته میشود که مسئله یا استرس را مدیریت میکنند یا فرد را از مسئله آگاه میسازند و نهایتا راه کارهایی را در بر میگیرد که از مدیریت استرس به روش هیجان مدار استفاده میشود. راه کارهای دیگری نیز مانند مقابله اجتنابی وجود دارد که بیشتر استفاده شده است (41). لازاروس و فولکمن بیان میدارند که در روش مقابله مسئله مدار، فرد بصورت حل مدبرانه، جستجوی حمایت اجتماعی، مسئولیت پذیری و ارزیابی مجدد مثبت به حل مسئله می پردازد. در حالیکه در شیوه هیجان مدار از روشهای دوری گزینی، خویشتن داری، فرار و اجتناب و یا رویارویانه استفاده میکند(10).

مفابله رویارویانه[4]: توصیف کننده کوششهای پرخاشگرانه برای تغییر موقعیت است و به درجه هایی از خصومت و خطر جویی گفته میشود(23).

دوری جویی[5]: توصیف کننده کوششهای شناختی برای جدا کردن خویش و به حداقل رساندن اهمیت موقعیت است(23).

خویشتن داری[6]: توصیف کننده توانایی کنترل احساسات در وضعیتهای مختلف میباشد(23).

جستجوی حمایت احتماعی[7]: توصیف کننده کوششهایی است که در جستجوی حمایت اطلاعاتی، حمایت ملموس و حمایت هیجانی است.روی آوردن به دیگران برای همدردی، درخواست برای کمک و مشورت با دیگران مثالهایی از جستجوی حمایت اجتماعی میباشند(23).

مسئولیت پذیری[8]: پذیرش نقش خویش در مشکل است که همواره با تلاش برای قرار دادن هر چیز در جای درست همراه است.

گریز-اجتناب[9]: توصیف کننده تفکر آرزومندانه و کوششهای رفتاری برای گریز یا اجتناب از مشکل است. مواد این مقیاس نقطه مقابل مواد مقیاس دوری جویی است که بیانگر گسیختگی است.

حل مدبرانه مسئله[10]: توصیف کننده کوششهای عمدی و ارادی مشکل برای تغییر موقعبت است که با رویکردی تحلیلی و با حل مسئله همراه است.

ارزیابی مجدد مثبت[11]: توصیف کننده کوششهایی است که با تمرکز بر رشد شخصی معنای مثبت می آفریند و بعد مذهبی دارد(23).

به واقع روش مقابله، يك حالت و صفت فردي ثابت نيست بلكه يك فرايند تعاملي است كه همواره بر اثر تجربه تغيير واصلاح مي‌يابد. روشهاي مقابله مي‌تواند: اول؛ منبع استرس يا عامل ناخوشايند را كاهش يا حذف نمايد دوم؛ ارزيابي فرد را از حادثه استرس‌زا تغيير دهد سوم؛ احساس ناخوشايند ناشي از استرس را كنترل يا كاهش دهد (12).

اندلروپاركر[12] (1990 )  معتقدند معمولا افراد براي مقابله و رويارويي با استرس سه شيوه استفاده مي كنند :

1 ) مقابله مساله مدار: دراين شرايط فرد مستقيما استرس را هدف قرارمي دهد ودر صدد برخورد منطقي وتعريف و برطرف نمودن آن بر مي آيد .

2 ) مقابله هيجان مدار: دراين شرايط فرد مستقيما هيجانات ناشي ازاسترس را هدف قرارمي دهد و تلاش به منظور تنظيم هيجانات دارد كه معمولا برخوردهاي هيجاني بوجود مي آيد .

3 ) مقابله اجتنابي:  در اين شرايط فرد از منبع استرس فرار و اجتناب مي كند، سبک اجتنابی، به نحو موثری منبع  استر س زا از بین نمیبرد”چون در این سبک مقابله به شکل فعالی استرس را کاهش نمیدهد(28).

انتخاب راهبردهای مقابله ای مناسب در برابر فشارهای روانی میتواند از تاثیر فشارها برسلامت فرد کاسته و در نتیجه به سازگاری هر چه بیشتر منجر میشود(42). نوع روش مقابله به طور معمول از عوامل تعیین کننده مقاومت با آسیب پذیری فرد در مقابل شرایط استرس زا خواهد بود (43).

اگر یک فرد بتواند با موفقیت با استرسهای روزمره کنار بیاید، به ارتقای سلامتی جسمی و روانی و بهبود عملکرد اجتماعی خود کمک کرده است. لذا افراد میتوانند با ایجاد تغییراتی در سبک زندگیشان سلامتی جسمی و روانی خود را ارتقاء داده و به نحو بهتری با استرسها و مشکلات زندگی روزانه خود مقابله نمایند(43).

اگر استرس خارج از تحمل فرد باشد، سلامت را به خطرمی اندازد بنابراین حل آن، مستلزم کوشش هایی است تا با شرایط استرس زا مقابله شود. پرلین و اسکولر(1987)دریافتند که مهارتهای مقابله با حفاظت افراد در مقابل آسیبهای روانی و در هنگام مواجهه با تجربیات چالش انگیز زندگی کمک میکند(27). پژوهشگران کنار آمدن با استرس را به صورت گسترده ای بررسی و آن را به این صورت تعریف کرده اند؛”تغییر مداوم تلاشهای شناختی و رفتاری برای مدیریت تقاضاهای ویژه داخلی و یا خارجی که از حد توان یک فرد تجاوز میکند”(44) . واکنش به استرس شامل ارزیابی شناختی از موقعیت، توانایی درک استفاده از روش مقابله و پیامدهای بعد از استرس است(27).لازاروس و فولکمن(1985)دریافتند که اگر شرایط استرس زا قابل تغییر باشد؛ فرد از روش حل مدبرانه مساله ،ارزیابی مجدد مثبت و مسئولیت پذیری استفاده میکند و اگر شرایط موجود غیر قابل تغییر باشد، فرد از آن محیط اجتناب میکند و فاصله میگیرد(27).از نظر آنشل[13](2001)، کیم و اوم[14](2001)، فرایند کنار آمدن با رویدادهای استرس زا شامل چندین مرحله است که با ارزیابی رخداد استرس زا شروع میشود. به نظر میرسد برآورد شناختی، نقش تعیین کننده ای در فرآیند کنار آمدن ایفا میکند، چون ارزیابی مثبت از رویدادهای استرس، موجب عدم استرس میشود و در چنین مواردی استفاده از استراتژی مقابله ضروری است(44).

تعداد زیادی از محققان سه روش در مدل اصلی مقابله را به صورت ذیل بیان کرده اند:

1- واکنشهایی که منشا استرس و یا موقعیتهایی را تغییر میدهند که تجربه های استرس زا به وجود می آورند.

2- واکنشهایی که درک فردی از عوامل استرس زا را تغییر میدهند و یا تجربه های استرس زا را تحت کنترل قرار می دهد.

3- واکنش هایی که نشانه های استر س زا را بعد از این که پدیدار شدند، کنترل میکنند(45).

از جمله عوامل موثر در عکس العمل افراد در مقابله با استرس میتوان به نقش تفاوتهای سنی اشاره کرد، سن از جمله عوامل اثرگذار بر درک استرس، میزان آن ومنابع رفتاری مورد استفاده برای مقابله با شرایط استرس زاست. به همین جهت گروه های سنی مختلف از روشهای مقابله مختلفی در برخورد با عوامل استرس زا استفاده میکنند.به طور کلی بین سن و روشهای مقابله رابطه وجود دارد و افراد سالمند بیشتر از روش مقابله اجتنابی استفاده میکنند(27).از نظر کمپاز و همکاران[15]، نوجوانانی که نسبت به کودکان بیشتر از شیوه مسئله مدار استفاده میکنند مشکلات رفتاری کمتری نیز دارند(46). فولکمن و همکاران، به این نتیجه رسیدند که افراد جوان بیشتر از روش مقابله مسئله مدار و افراد مسن تر از روش مقابله اجتنابی استفاده میکنند(23). سبک مقابله اجتنابی، سبک رایجی در مقابله با استرس است، در حالی که این شیوه در میان نوجوانان رایج نیست. نوجوانان نسبت به تغییرات جزئی و ناچیز در زندگی و محیط اطراف حساس هستند و از خود عکس العمل نشان میدهند، تا زمانی که آنها تحت تنش و استرس قرار دارند، نمی توانند مقابله اجتماعی خوبی برقرار کنند و غیر ممکن است که بخواهند از حمایت اجتماعی برای رفع مشکل خود بهره جویند، از این رو، رایج ترین روش مقابله در آنها انکار واقعه تنش زاست(27). استرن [16]و همکاران بیان میکنند(1993)دانشجویانی که سن بالاتری دارند، نسبت به دانشجویان جوان، بیشتر از روش مقابله مسئله مدار استفاده میکنند.( 27).

از جمله عوامل موثر بر مقابله استرس عوامل فرهنگی است، رفتار انسان تحت تاثیر فرهنگ و محیط است؛ و روش های مقابله با استرس نیز در فرهنگها و محیطهای ویژه متفاوت است. آلدوین [17](1994)بیان کرد که مقابله جزو لاینفک هر فرهنگی است و کنترل هیجان در پاسخ به عوامل استرس زا در هر فرهنگی، متفاوت است(47).

جنسیت نیز میتواند بر روش های مقابله با استرس تاثیرگذار باشد، الیوو هر ماتسال ،مایکل و همکاران،بیان کردند که بین دختران وپسران در نوع شیوه های مقابله تفاوت معنی داری مشاهده نشده است( 8 و27). ولی فریدنبرگ و لوپس[18]، بیان کردند که دختران بیشتر از پسران از حمایت اجتماعی استفاده میکنند ولی در استفاده از مقابله مساله مدار ، تفاوت معنی داری بین آنها وجود ندارد. مطالعات نشان میدهد که دانشجویان ورزشکار مرد سطوح کمتری از استرس رقابتی را نسبت به ورزشکاران زن گزارش میکردند(27). البته،ممکن است دانشجویان ورزشکار زن حمایت و پاداش بیشتری را برای نقش خود به عنوان دانشجو دریافت کنند و اضطراب کمتری را در محیط خارج از محیط ورزشی نسبت به دانشجویان مرد داشته باشد .بنابر این در ورزشکاران مرد در رقابتهای ورزشی احساس راحتی بیشتری دارند و استرس کمتری را نسبت به ورزشکاران زن درک میکنند(49).

رفتارهای مقابله موثر از شدت پیامدها و عواقب منفی محرکهای استرس زا میکاهد یا ممکن است حتی این پیامدها را کاملا متوقف سازد از طرف دیگر، با کنار آمدن غیر موثر، علائم استرس زا کاهش نمی یابد و واکنش اخطار ادامه می یابد و ممکن است تا مرحله مقاومت یا حتی تحلیل رفتگی پیشرفت کند.این موضوع به قدرت عوامل استرس زا و مدت زمانی بستگی دارد که ذهن با آن مساله درگیر است و آن را خطر زا استنباط میکند(50). روشهای مقابله غیر موثر، یک منبع فشار اضافی روانی است. مانند مواد مخدر ، الکل، کار بیش از اندازه یا فعالیت فوق العاده، پرخوری و غیره.این شیوه ها فقط ممکن است موجب منحرف کردن توجه از منبع استرس شوند (48).