سلنا[1] و همکاران در سال 2006 یک مطالعه توصیفی از نوع مقطعی تحت عنوان ارتباط بین فعالیت جسمی و استرس درک شده در دانشجویان دانشکده جنوب کالیفرنیا انجام دادند(66). نمونه ها شامل 814 دانشجوی سال اول و دوم از سه دانشکده عمومی، خصوصی و دولتی از جنوب کالیفرنیا با نژادهای مختلف بودند پرسشنامه ای که مشتمل بر اطلاعات دموگرافیک (سن،جنس) نژاد (آسیایی،آمریکایی،لاتین،سفید و دیگر گروهها) و سطح آموزش والدین (ابتدایی، دبیرستان، دانشگاهی و درجات بالاتر)، و پرسشنامه فعالیت جسمی، و پرسشنامه مقیاس استرس درک شده بود جمع آوری شد.پرسشنامه فعالیت جسمی از مقیاس کل فعالیت اوقات فراغت هفتگی که به وسیله گودین و شفرد[2] اعتبار آن تایید شده بود گرفته شد که شامل سه سطح فعالیت جسمی سبک، متوسط و شدید بود.برای سنجش استرس درک شده از پرسشنامه 21 عبارتی فهرست استرس فارغ التحصیلان روچا[3] استفاده شد که برای مطالعه فوق از پرسشنامه تغییر داده 8 عبارتی استفاده شد که نگرانی آنها را در مورد محیط دانشگاه و تعامل اجتماعی در یک سال گذشته با قسمتهای زیاد، متوسط؛ گاهی اوقات و بدون نگرانی پرسیده میشد که مقیاس بالاتر با میزان استرس درک شده بیشتر برابر بود که سازگاری درونی سوالات توسط آلفا کرونباخ (83/0)تایید شد.داده ها با استفاده از نرم افزار spss جمع آوری گردید و برای آنالیز داده ها از آمار استنباطی پیرسون و رگرسیون چند متغیره استفاده شد نتایج کلی حاکی از آن بود که سطح فعالیت جسمی در دانشجویان دانشکده های خصوصی از استرس درک شده در دانشجویان دانشکده عمومی بالاتر بوده است.در میان دانشجویان بین استرس درک شده  و سن ارتباط معکوسی وجود داشت(04/0( r= و همچنین فعالیت جسمی در مردان به نسبت زنان بالاتر بوده  و از نظر نژادی سفید پوستان، آسیایی و آمریکایی سطح بالاتری از استرس درک شده و سطح پایین تری از فعالیت جسمی را گزارش کردند) 05/0 p<) همچنین سطوح بالاتر سطح سواد والدین با سطوح پایین تر استرس درک شده و سطح فعالیت جسمی بالاتر مرتبط بود ) 05/0 p<)همچنین اثرات حفاظتی فعالیت جسمی در بین سفید پوست ها کمتر از سایر نژادها بود) 05/0 p<).

 

اما تحقیقی در همین راستا توسط خدادادی در سال 1385با هدف تعیین وضعیت فعالیت بدنی و عوامل آمادگی جسمانی مرتبط با تندرستی و تعیین ارتباط آنها با شیوه های برخورد با استرس در دانشجویان پسر دانشگاه تربیت بدنی گیلان انجام شد تعداد 190 دانشجوی پسر با میانگین و انحراف معیار قد2/5± 5/175سانتی متر، وزن09/8 ±9/69 کیلو گرم و سن41/2 ± 5/22  سال به عنوان آزمودنی در این تحقیق شرکت کردند(12).

میزان فعالیت بدنی افراد از طریق فرم ثبت فعالیت بدنی و به صورت هزینه انرژی محاسبه شد و مقدار آن به صورت درصدی از BMR آزمودنیها بیان گردید.آمادگی هوازی آزمودنیها به وسیله آزمون پله کوبین، انعطاف پذیری توسط آزمون اصلاح شده نشستن و دراز کردن دست، استقامت عضلانی توسط شنا سوئدی و درازونشست و ترکیب بدن با استفاده از دستگاه IN BODY  مشخص گردید برای تعیین شیوه های مقابله با استرس از پرسشنامه شیوه های مقابله با استرس لازاروس که دارای 66 سوال است استفاده شد این پرسشنامه دارای 8 شیوه مقابله با استرس است که در مقیاس لیکرت در چهار درجه متفاوت بکار نبردم،تا حدی بکار بردم،بیشتر مواقع بکار بردم و زیاد بکار بردم قرار دارد و امتیاز آنها بین 0-3 است.نتایج نشان داد که بیش از 70%درصد از افراد از فعالیت جسمانی ضعیفی برخوردار بودند به طور کلی 50%از آزمودنیها از نظر آمادگی جسمانی در حد متوسط بودند، نتایج تحقیق نشان داد که ارزیابی مجدد مثبت با میانگین 06/7  ±29/2 امتیاز و دوری جویی با میانگین 06/3 ±41/1امتیاز دارای بیشترین و کمترین شیوه مقابله با استرس در بین آزمودنیها بود.

داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS  جمع آوری شد و پس از تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون،بین شیوه های مقابله با استرس و فعالیت بدنی و هنچنین بین شیوه های مقابله با استرس و آمادگی جسمانی ارتباط معناداری مشاهده نشد اما بین فعالیت بدنی و کلیه آزمونهای مربوط به آمادگی جسمانی رابطه معناداری مشاهده شد(05/0 P<). اگر چه در این تحقیق رابطه معناداری بین شیوه های مقابله با استرس و فعالیت بدنی وجود نداشت با این حال دو شیوه ارزیابی مجدد مثبت و حل مدبرانه مساله بیش از سایر شیوه ها با فعالیت بدنی در ارتباط بود.

 

در تحقیق دیگری کوبوتا[4]وهمکاران در سال 2006 مطالعه ای توصیفی از نوع مقطعی با هدف ارتباط بین سطح فعالیت جسمی و پاسخ به استرس در دانشجویان انجام داد (67)، 343 دانشجوی تازه وارد (159 مرد، سن8/0 ± 5/18 و184 زن،سن76/0± 3 /18)از 6 دانشگاه در استانهای توکایی[5] و کانتو[6] با کسب رضایت وارد مطالعه شدند که در رشته های علوم آموزشی، علوم انسانی، علوم اجتماعی و رفاه اجتماعی تحصیل میکردند که از پرسشنامه خود گزارش دهی بی نام برای جمع آوری داده ها استفاده کردند که مشتمل بر دو مقیاس فعالیت جسمی و مقیاس پاسخ به استرس می باشد.مقیاس فعالیت جسمی را از مقیاس 5 قسمتی فعالیت جسمی ویچی[7] استفاده کردند که یک قسمت تعطیلات را به آن اضافه کرده بودند که شامل 6 بخش بود که با مقیاس سه موردی سنجیده میشد که شامل  ورزش خوب و ورزش متوسط  و ورزش ضعیف بود که پایایی آن با روش آلفا کرونباخ (62/0) تایید شد. در مقیاس پاسخ استرس از مقیاس ازوکی[8] و دیگران که شامل فرآیندهای استرس سایکولوژیک بود استفاده شد اما برای مطالعه مذکور فقط از بخش پاسخ به استرس که دارای 35 آیتم بود و 5 زیر مقیاس داشت استفاده شد که به 7 بخش(افسردگی، اضطراب، خشم، گیجی، محرومیت، خستگی جسمی، فعالیت شدید سیستم عصبی مرکزی)تقسیم میشد و بر حسب مقیاس درجه بندی لیکرت در سه درجه خیلی ،همیشه،  استفاده میشد پایایی هر قسمت به طور جداگانه توسط آلفا کرونباخ به دست آمد که به ترتیب شامل(78/0-81/0-79/0-74/0-89/0-81/0-87/0)بود.

داده ها با استفاده از نرم افزار spss جمع آوری شد و با استفاده از آمار استنباطی پیرسون و آنالیز واریانس یک طرفه وتوکی [9]برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد.نتایج حاکی از آن بود که ارتباط معنی داری بین سطح فعالیت جسمی یک هفته قبل از تست و نمره کلی پاسخ به استرس وجود داشت (01/0 p<, 168/0 r=-)و همچنین بین سطح فعالیت جسمی یک هفته قبل و 5 زیر مقیاس ارتباط معنی دار اما ضعیفی وجود داشت:افسردگی05/ 0 p<, 113/0 r=- ،گیجی01/0 p<, 168/0 r=- ، محرومیت01/0, p<  60/0- r =، فعالیت شدید سیستم عصبی مرکزی05/0 p<, 132/0 r =-

نتایج این مطالعه نشان داد که فعالیت جسمی فقط برخی از جنبه های پاسخ به استرس را کاهش میدهد و وظیفه مدرسین در دانشگاهها این است که از اهمیت فعالیت جسمی مداوما به دانشجویان گوشزد کنند تا فعالیت بدنی به صورت روزانه و یا حتی در اوقات فراغت در زندگی روزمره و یا کار آنها انجام شود.

در زمینه استرس و راههای مقابله ،پژوهشی توسط پاتریک کاپلان[10] در سال 2000 در هونگ کونگ با عنوان عوامل مربوط به استرس و روشهای مقابله در پرستاران انجام داد(68). این پژوهش به روش نیمه تجربی در تعدادی از پرستاران هونگ کنگی شاغل در امور بهداشتی انجام شد. هدف این مطالعه تعیین عوامل مربوط به استرس و روشهای مقابله با آن بود، پژوهشگر با توجه به لیست پست کارکنان از روش آمار(تصادفی) 168 پرستار، 33/6% را برای تکمیل پرسشنامه ای که شامل سوالات باز و بسته در جهت ارزیابی نگرانی واسترس و روشهای مقابله، وضعیت سلامتی آنان بود استفاده نمود و دو گروه را انتخاب و آنها را با هم مقایسه کرد. میانگین و انحراف معیار هر یک از پرسشنامه ها محاسبه شد و سپس نمرات زیر میانگین با نمرات طبیعی گزارش شده مقایسه گردید و روشهای آماری از جمله آزمون کراسکل والیس و من ویتنی یو، تی تست، همبستگی پیرسون و کای اسکوئر انجام شد و نشان داد که پرستاران اطفال نسبت به سایر پرستاران و پرستاران با رتبه اداری بالا، نسبت به سایر پرستاران  و پرستاران مجرد نسبت به متاهل سطح استرس بالاتر را دارند.هر چند که از نظر آماری هیچیک از نتایج معنی دار نبود. بسیاری از پرستاران عوامل تنش زا را ، کار، ارتباطات بین فردی و سرو کار داشتن با بیمار میدانستند و روشهای مقابله با آن را جستجو جهت پیدا کردن حامی، نزدیک شدن به دوست و همکار، استراتژیهای شناختی و فعالیتهایی مثل تن آسایی را ذکر کردند، از نظر آماری ارتباط معنی داری بین استرس پاسخ دهنده و وضعیت سلامتی آن وجود داشت(05/0 P<) و نشان داد که افراد با تجربه کاری کمتر سطح استرس بالایی را دارند.

 

به منظور تعیین بررسی ورزش و روش مقابله با فشار روانی در ورزشکاران  بهرامی و همکاران (1388) پژوهشی میدانی که به بررسی رابطه علی – مقایسه ای پس از وقوع بین متغیر فعالیتهای ورزشی با فشار روانی دانشجویان ورزشکار و غیر ورزشکار را در اراک انجام داد(18).جامعه پژوهش  کلیه دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه اراک به تعداد 3100 نفر، نمونه اماری، بر اساس تخصیص متناسب ، با استفاده از جدول مورگان 330 نفر پسر شامل 165 نفر ورزشکار و 165 نفر غیر ورزشکار بطور تصادفی انتخاب شدند.پرسشنامه اطلاعات فردی و برای اندازه گیری فشار روانی از پرسشنامه فشار روانی شخصی که در سال 1994 توسط دو محقق آمریکایی به نام کارولین مینارد و آن نیئمن[11] طراحی شده  استفاده شده بود.این پرسشنامه دارای چهار بخش و هر بخش دارای ده سوال است، که میزان فشار روانی را از طریق پاسخهای جسمی، رفتاری، شناختی و هیجانی اندازه گیری میکنند.پاسخها بر اساس مقیاس لیکرت بود.در مجموع بر اساس این پرسشنامه، نمره 20 یا بیشتر ،10- 19و کمتر به ترتیب نشان دهنده سطح بالا، متوسط و پایین فشار روانی است. ضریب آلفا کرونباخ این پرسشنامه و خرده مقیاسهای آن بین67/0 تا 87/0  گزارش شد. یافته های این پژوهش نشان داد بین فشارروانی دانشجویان ورزشکار و غیر ورزشکار تفاوت معناداری در سطح 001/0 P<  وجود دارد و فشار روانی دانشجویان ورزشکار در پاسخهای جسمی ، رفتاری، شناختی و هیجانی کمتر از دانشجویان غیر ورزشکار بود. همچنین بین فشار روانی دانشجویان ورزشکاری که در یک جلسه ، دو جلسه، سه جلسه و بیشتر تمرین میکردند، تفاوت معناداری در پاسخهای جسمی ، رفتاری ، شناختی و هیجانی در سطح001/0 p< مشاهده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که با افزایش تعداد جلسات تمرین در طول هفته، میزان فشار روانی دانشجویان کاهش بیشتری می یابد همینطور بین فشار روانی دانشجویان ورزشکاری که مدت زمان متفاوتی تمرین میکردند، تفاوت معناداری در پاسخهای جسمی در سطح 001/0 P< مشاهده شد.به طوری که پاسخهای جسمی دانشجویانی که به مدت 90 دقیقه در هر جلسه تمرین میکردند کمتر از دانشجویانی بود که 20 دقیقه و یا کمتر در هر جلسه تمرین میکردند. همچنین دانشجویان ورزشکار  قهرمان نسبت به دانشجویان ورزشکار غیر قهرمان از فشار روانی بیشتری برخوردار بودند، اما این تفاوت در سطح 05/0 p< معنادار نبود. این تحقیق،  پایین تر بودن فشار روانی دانشجویان ورزشکار  نسبت به غیر ورزشکاران را نشان میدهد  و عنوان میکند که ورزش میتواند به عنوان یک روش قابل اطمینان در مقابله با فشار روانی بکار گرفته شود، تا علاوه بر کسب سلامت جسمانی و افزایش قابلیتهای بدنی، سلامتی روانی، تقویت و فشارهای روانی کاهش یابند.

مارکوس [12]و همکاران در سال2010 مطالعه ای با عنوان آیا ورزش و امادگی جسمانی سپری در مقابل استرس  در میان  کارکنان پلیس و پایگاه اورژانس است؟ را انجام دادند(69). هدف از این مطالعه این بود که مشخص کند که آیا ورزش میتواند به افراد کمک کند تا تطابق بهتری با استرس داشته باشند.در این مطالعه مقطعی که در سوییس انجام شد  نمونه ها شامل 533 نفر مه 463 نفر از اداره پلیس و 73 نفر از اوژانس بودند ، که 9/22 % (122 نفر)از نمونه ها را زنان تشکیل میدادند،15% نمونه ها تحصیلات دانشگاهی داشتند و2/54 % به صورت شیفتی کار میکردند. پرسشنامه ها شامل اطلاعات دموگرافیک از قبیل سن، وزن، جنس، قد، سطح تحصیلات و نوع کار(شیفت یا عادی کار) بود. همچنین برای بررسی استرس از ابزار سنجش استرس مزمن اسکولز و بکر[13] که شامل 12 آیتم است  و در مقیاس 5 نقطه ای لیکرت(1=هرگز و 5=اغلب اوقات) استفاده شد.برای بررسی سطح سلامت عمومی از پرسشنامه بولینگر[14]  استفاده شد که در مقیاس 5 نقطه ای لیکرت (1=ضعیف و 5=عالی)دسته بندی شده بود و 15 عبارت آن نیز مشکلات روان تنی از قبیل سر درد و کمر درد … و 6 عبارت آن نیز مشکلات روانی از قبیل زودرنجی و تحریک پذیری و عصبی… را ارزیابی میکرد. برای بررسی سطح فعالیت بدنی  از آنها خواسته شد سه تا از فعالیتهایی را که در اوقات فراغت به عنوان ورزش انجام میدادند را ذکر کنند و سپس به دو دسته ورزش متوسط و شدید تقسیم میشد. همچنین برای اندازه گیر ی آمادگی جسمانی از ابزار تک آیتم بر حسب میزان انرژی مصرف شده، محاسبه شده و از 1 خیلی ضعیف تا10 عالی دسته بندی شد. برای تحلیل داده ها ازآزمونهای اماری ANOVA و پیرسون  و رگرسیون برای تعیین ارتباط بین متغیر های دموگرافیک و استرس استفاده شد.نتایج نشان داد زنان نسبت به مردان ، آمادگی جسمانی پایین تری داشتند و مشکلات جسمی بیشتری را گزارش کرده بودند. و همچنین افرادی که از نظر سلامت در حد ضعیف بودند استرس بیشتری را درک کرده بودند اما هیچ ارتباط معنی داری بین ورزش و استرس وجود نداشت اما افرادی که آمادگی جسمانی بالاتری داشتند با استرس کمتری مواجه شدند، همچنین رگرسیون رتبه ای ارتباط معنی داری را  بین ورزش و آمادگی جسمانی با افزایش سلامت  نشان داد. این تحقیق پیشنهاد میکند که از ورزش به عنوان ابزاری در مقابل مشکلات  جسمی ناشی از استرس استفاده شود.

 

همچنین در همین راستا در تحقیقی پناهی در سال 1388 با هدف  بررسی روشهای مقابله با استرس در ورزشکاران رشته های انفرادی تیم های ملی ایران انجام  داد(27). بدین منظور از 340 ورزشکار حاضر در اردوهای تیم ملی کشور، 276 نفر(81%) به عنوان نمونه آماری در این تحقیق شرکت کردند. ابزار این تحقیق پرسشنامه استاندارد (cope – revised) بود که برای سنجش روشهای مقابله با استرس استفاده میشود. این ابزار شامل 40 سوال در مقیاس 4 ارزشی لیکرت (از هرگز=1 تاهمیشه=4)بود. ضمنآ از آزمونهای آماری فریدمن، من ویتنی یو و کروسکال والیس به دلیل غیر نرمال بودن داده ها در سطح معنی 05 /0P< برای آزمون فرضیه های تحقیق استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که ورزشکاران تیمهای ملی به ترتیب از روش مقابله انطباق، رویارویی، خود تنبیهی، خود یاری و اجتناب استفاده میکردند و مقابله مسئله محور نیز متداولتر از مقابله احساس محور بود. همچنین ورزشکاران در گروه سنی بالاتر از 30 سال از روش مقابله رویارویی و خود تنبیهی استفاده میکردند. ورزشکاران مرد بیشتر از روش خود تنبیهی و اجتناب استفاده میکردند و مقابله مقابله احساس محور در آنها بیشتر از زنان بود. از طرفی ورزشکاران متاهل از تمامی روشهای مقابله با استرس بیشتر از ورزشکاران مجرد استفاده میکردند. ضمنآ نتایج نشان داد که بین روشهای مقابله با استرس ورزشکاران با سابقه ملی مختلف تفاوت معنی داری وجود ندارد و بین روش های مقابله با استرس خود یاری، رویارویی و انطباق و اجتناب ورزشکاران شاغل و بیکار تفاوت معنی داری وجود نداشت اما ورزشکاران شاغل بیشتر از روش مقابله خود تنبیهی، خود یاری، رویارویی و اجتناب استفاده میکردند.

 

ریچارد وهمکارن نیز در سال 2006 پزوهشی با عنوان تعیین عوامل استرس زا و روشهای مقابله ای بازیکنان حرفه ای کریکت اجرا کرد(70). مجموعأ 9 مرد کریکت باز حرفه ای با میانگین سنس 5/27 سال در تحقیق شرکت کردند. بازیکنان در زمان تحقیق مجموعآ 733 مسابقه دسته اول را انجام داده بودند. منابع استرس در این تحقیق شامل دغدغه های رابطه ای، موضوعات مربوط به اجرای بازی، تکنیک ها، تاکتیکها و نگرا نیهای مربوط به نگرش جامعه از آنها و    نگرا نیهای مربوط به حفظ آبروی فردی ،موقعیت فعلی بازی، بازیکنان و مسائل مربوط به حریف را در بر میگرفت. در این تحقیق، روش مساله مدار رایجترین روشهای کاربردی برای مقابله با استرس بود. ورزشکاران در این تحقیق، از حمایت اجتماعی، جهت مقابله با استرس بیشتر بهره می بردند.

 

رمضانی نژاد و همکاران در سال 1387 با هدف تعیین شیوه های مقابله با استرس در ورزشکاران شهر رشت انجام دادند(71).در این مطالعه توصیفی واحدهای مورد پژوهش پرسشنامه  مقابله با استرس  که شامل دو سبک مقابله رویایویی و اجتنابی را در 7 رویداد استرس زای ورزشی با یک سیستم پنج نمره ای لیکرت(از کاملا نادرست 1 تا  کاملا درست 5)میسنجید،را تکمیل کردند.ابزار تحقیق بین کل جامعه آماری (370نفر)توزیع گردید که 312 پرسشنامه برگشت داده شده کامل (85 درصد)، توسط 102 ورزشکار دانش آموز، 86  ورزشکار دانشجو و 182 ورزشکار هیات های ورزشی شهر رشت در رشته های گروهی بسکتبال، هندبال، والیبال، فوتبال و رشته های انفرادی بدمینتون، رزمی، دو ومیدانی و تنیس روی میز، در مدت پانزده دقیقه به ان پاسخ داده شد. کلیه فرضیه های تحقیق با استفاده از آزمون تی و تجزیه و تحلیل واریانس یک طرفه در سطح 05/0 P< تجزیه و تحلیل شد. نتایج تحقیق نشان داد که ورزشکاران برای مقابله با استرس از مقابله اجتنابی بیشتر از مقابله رویارویی استفاده میکنند. همچنین در مقابله با عوامل استرس زای ناشی از خطای خود بازیکن، انتقاد مربی، درد یا آسیب دیدگی و شرایط بد محیطی، استفاده از سبک مقابله اجتنابی و در مقابله با استرسورهای ناشی از تقلب یا خطای حریف،داوری بد و بازی موفق حریف،استفاده از سبک مقابله رویارویی متداول و معنی دار بود. ورزشکاران رشته های گروهی نیز بیشتر از رشته های انفرادی از سبک مقابله اجتنابی استفاده میکردند؛ اما بین سبک مقابله رویارویی ورزشکاران این دو گروه، تفاوت معنی داری وجود نداشت.از طرف دیگر، افراد با تحصیلات دیپلم، زیر دیپلم، لیسانس و بالاتر ، به ترتیب از سبک مقابله اجتنابی بیشتر استفاده میکردند؛ اما بین سبک مقابله رویارویی این افراد تفاوت معنی داری وجود نداشت. علاوه بر این ، بین شیوه های مقابله ورزشکاران زن و مرد در سطح قهرمانی، سن وسابقه ورزشی متفاوت ،تفاوت معنی داری مشاهده نشده است.